نگاه

 متاسفانه خلاءهای موجود در نهادی که وظیفه خطیر انتقال فرهنگ و تعلیم و تربیت را به دوش دارد با نام وزین و خیره کننده ای چون آموزش و پرورش ؛ دست سودجویان را برای سوء استفاده های بسیار باز گذاشته است.بوجود آمدن نهادهای موازی بعنوان آموزشگاه های آزاد و کلاس های کنکور؛ نشر کتب کمک درسی بسیار در این سال ها  با شعار عدالت درسی برای عموم دانش آموزان شعاری بیش نیست چرا که چنین امر خطیری در دولت های متوالی این پنجاه سال اخیر از اهداف وزارت آموزش و پرورش بوده و با این همه محصول آن سطح پایین دانشی و فرهنگی حاکم بر مدارس است که شاهدش هستیم.

یکی از بزرگترین سازمان های تشکیل شده که خود را وقف عام کرده و با شعار عدالت درسی برای همه گسترش زیادی نیز دارد موسسه قلم چی است.این موسسه که یکی از معظم ترین شرکت های درسی است با هزاران کارمند و مدرس و عضو پشتیبان و دانش آموزانی که دل به آزمون های آن خوش کرده اند هر روز فراگیرتر شد به شکلی که برنامه رادیویی و تلویزیونی در اختیار گرفت.حتا تا چندی پیش آزمون های مدارس برای تعیین سطح دانش آموزان نیز به این موسسه واگذار شد.اکنون نیز می بینیم که مدارس زنجیره ای به نام "سرای دانش "تاسیس شده وتبلیغ آن در سیما ، بین بازی های پرطرفدار فوتبال جام جهانی چنین به ذهن متبادر می کند که ویژگی های خاصی دارند و لذا در صدد جذب دانش آموزان بیشتر به هر قیمتی می باشند.

ما به کجا می رویم؟ تکلیف ارزشهای تربیتی فرهنگی ما در این میانه و در مدارسی چنین چه می شود؟ چرا آموزش و پرورش تنها به سدی به نام کنکور دامن می زند که چونان رهزن سرگردنه ای وحشت را به وجود دانش آموزان ما سر ریز می کند؟چرا سوالات کنکور ما ،به جان گرفتن نهادهای منحصر به فرد کاسب! دامن میزند که بجای تعمیم و تعمیق دانش و ادب تنها حیله گری و رندی در پاسخ دادن را می آموزانند.

دو هفته برای فرونشستن ذوق و شوق یک معلم حرفه ای در این مدارس کافی ست چون در اثر برخورد با دانش آموزانی ضعیف ، سرخورده و مایوس در همان وهله اول می فهمد که این مدارس به ظاهر فریبنده ؛ چقدر به این متعلمین آسیب زده اند.وجود پشتیبان در کلاس این مدارس یکی از ویژگی هایی است که در تبلیغات عنوان شده است.در چنین مدارسی که بوسیله سازمان های خصوصی بزرگ با تعداد کارمندانی بیش  از کارمندان دولت تغذیه می شوند، زمام امور به دست دانشجویانی سپرده شده که وظیفه پشتیبان را در کلاس ها در اختیار دارند.اگرچه در نهاد های آموزشی معاصر دنیا وجود یک ناظر که خود معلم است جهت همکاری و نقد تدریس معلم و بهره وری بیشتر ؛ آغاز شده اما یک دانشجوی خواب الود شهرستانی خسته که از طرفی نگران امتحانات خود است و از طرفی دغدغه هزینه های گران و سرسام آور زندگی در این شهر بزرگ را دارد چگونه نقش ناظر را برای همه معلمین و در همه دروس ایفا می کند؟امتحانات هر روزه صبحانه نیز تنها بصورت یک فرم خالی از محتوا انجام می شوند ، چرا که اهمیت خود را برای دانش آموز از دست می دهند.

به نظر می رسد که در میان این همه های و هوی برای جذب دانش آموز بیشتر در مدارس غیرانتفاعی یکی از مهمترین وظایف آنها یعنی فرآیند فرهنگی کردن نسل جوان مغفول مانده است.بچه نابالغ و یا یک نوجوان تنها از راه مواجهه با انسان های بالغ شیوه رفتار ، زبان ؛ اخلاق را می آموزد نه در جوار یک دانشجو که فقط سه چهار سال با آنها فاصله سنی دارد.به عبارتی مدرسه یک نهاد اجتماعی ویژه است که به منظور پروردن مهارت ها ، دانش ها، و ارزش های مطلوب تاسیس شده و کارکنان آن باید متخصصین فرآیند یادگیری باشند.مدرسه باید از روش های تدریس کارآمد متناسب با زیست بوم و فرهنگ متعلمان استفاده کند چرا که بقای یک تمدن وابسته به توفیق در انتقال حقایق و ارزشهای آزموده به نسل جوان است.

حال باید دید حجم بزرگ این مدارس غیر انتفاعی ؛ کانون ها و آموزشگاه ها که روز به روز فربه تر می شوند چه نقشی در این راستا ایفا می کنند و با سرنوشت تعداد عظیمی از دانش اموزان و خانواده های آن ها که سرگشته و سراسیمه هول برخورد با غول کنکور را دارند چه می کنند.

/ 0 نظر / 42 بازدید